Skip to main content

«خط قرمز» دهمین فیلمِ مسعود کیمیایی، یکی از آثاری است که در نخستین جشنوارهٔ فیلمِ فجر در سال ۱۳۶۱ به نمایش درآمد، اما هرگز رنگ پرده اکرانِ عمومی را ندید. دلیل اصلیِ توقیفِ فیلم، نمایش زنانِ بی‌حجاب در فضایی بود که هنوز قوانین و ضوابط مشخص و جامعی برای سینمایِ پس از انقلاب، تدوین نشده بود. این فیلم پس از سال‌ها توقیف، سرانجام در سال ۱۳۷۹ به شکلی بسیار محدود به نمایش درآمد. در «خط قرمز»، بازیگرانی چون سعید راد، فریماه فرجامی، خسرو شکیبایی، ایرن و جمعی دیگر از چهره‌های مطرحِ سینمای ایران ایفای نقش می‌کنند.

«خط قرمز» را باید یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های کارنامهٔ کیمیایی دانست؛ فیلمی که بیش از شصت دقیقه از آن در یک لوکیشن واحد و با میزانسن‌هایی تکرارشونده می‌گذرد و در عین حال از کم‌دیالوگ‌ترین آثار او نیز به شمار می‌آید. در این میان، موسیقیِ مجید انتظامی حضوری بسیار پررنگ دارد؛ حضوری که گویی خود به شخصیتی مستقل در فیلم تبدیل شده و بار عاطفی و دراماتیک بسیاری از صحنه‌ها را بر دوش می‌کشد. داستان در ماه‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ روایت می‌شود. امانی (سعید راد)، یکی از مأموران رده‌بالای ساواک، مردی است که تمامِ هویتِ حرفه‌ای‌اش با دستگاهِ امنیتی حکومت پهلوی گره خورده است، اما در زندگیِ خصوصیِ چهره‌ای متفاوت دارد. او به‌تازگی با لاله (فریماه فرجامی)، پزشکی جوان، ازدواج کرده است. لاله که در روزهای پرالتهابِ انقلاب به درمانِ مجروحانِ تظاهرات می‌پردازد، در آغازِِ فیلم از هویتِ واقعیِ همسرش بی‌اطلاع است.

کیمیایی از همان نخستین سکانس‌ها، با استفاده از نگاه‌های سرد، خیره و هراس‌انگیزِ امانی، او را شخصیتی معرفی می‌کند که خشونت و قدرت در تار و پودِ وجودش تنیده شده است. با این حال، نقطهٔ عطفِ فیلم در شبِ عروسیِ این زوج رقم می‌خورد؛ شبی که آغاز فروپاشیِ زندگیِ مشترک آنان است. در شبِ عروسی، امانی از سویِ ساواک احضار می‌شود تا دربارهٔ سرنوشتِ تعدادی از زندانیانِ سیاسی تصمیم بگیرد.در میانِ اسامی، ناگهان با نامِ برادرِ لاله روبه‌رو می‌شود. اینجاست که مهم‌ترین دوراهیِ اخلاقی فیلم شکل می‌گیرد: «آیا امانی باید به عنوانِ همسرِ لاله برای نجاتِ برادر او تلاش کند یا همچنان مطیعِ دستگاه امنیتی باقی بماند؟» او راه دوم را برمی‌گزیند و رأی به مرگِ برادر همسرش می‌دهد. از همین لحظه، زندگیِ شخصی و مأموریت سیاسی او برای همیشه در هم تنیده می‌شوند.

پس از آشکار شدنِ حقیقت، «لاله» امانی را دربارهٔ باورهایش، نسبتش با انقلاب و عملکرد ساواک به چالش می‌کشد. اما امانی خود را جنایتکار نمی‌داند؛ او معتقد است تنها وظیفه‌اش را انجام داده و «نظم» و «امنیت» را بر «آزادی» ترجیح داده است. حتی در یکی از مهم‌ترین گفت‌وگوهای فیلم تأکید می‌کند که با تغییرِ حکومت، افرادی مانند او از میان نخواهند رفت، زیرا هر حکومتی به نیروهای امنیتی نیاز دارد. این نگاه، امانی را از یک مأمورِ صرف فراتر می‌برد و او را به نمادی از تداومِ ساختارِ قدرت تبدیل می‌کند. با این حال، نیمهٔ دومِ فیلم از منظرِ دراماتیک دچار افت می‌شود. گفت‌وگوها و مونولوگ‌های طولانیِ امانی، که آشکارا در پیِ توجیهِ عملکردِ ساواک و ارائه تصویری مشروع از آن هستند، بیش از آنکه به شخصیت‌پردازی کمک کنند، به شعار نزدیک می‌شوند و ریتمِ فیلم را کند می‌کنند. این حجم از دیالوگ‌های مستقیم و گل‌درشت، مخاطب را خسته و از فضایِ تعلیقِ فیلم دور می‌کند.

«خط قرمز» بر اساسِ فیلمنامهٔ «شب سمور» نوشتهٔ بهرام بیضایی ساخته شده است، اما اقتباسی وفادار از آن نیست. کیمیایی با حفظِ طرح اولیه و برخی شخصیت‌ها، فیلمنامه را به‌طور اساسی بازنویسی کرده و تغییرات مهمی در روایت، شخصیت‌پردازی و پایان‌بندی ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها به شخصیت لاله بازمی‌گردد. در جهانِ داستانیِ بهرام بیضایی، زن همواره محورِ روایت و عاملِ اصلیِ کنش است. در «شب سمور» نیز لاله شخصیتی است که سرنوشت خود را رقم می‌زند و در پایان، نقشی تعیین‌کننده در رهاییِ خویش دارد. اما کیمیایی در نسخهٔ سینمایی، شخصیتِ جمال (با بازی خسرو شکیبایی)، دوست برادر لاله، را به پایانِ داستان وارد می‌کند و این اوست که تیرِ خلاص را به امانی شلیک می‌کند. بدین ترتیب، عاملیتِ لاله کاهش می‌یابد و بار دیگر مردی به عنوان ناجی و تعیین‌کنندهٔ سرنوشت ظاهر می‌شود؛ الگویی که در بسیاری از آثارِ کیمیایی تکرار شده است. در جهان سینمایی او، زنان چندان‌حضور موثری ندارند و اکثرا منفعل هستند.

با وجود این، فیلم همچنان یکی از متفاوت‌ترین آثار کیمیایی باقی مانده است. لحن، فضای روایی و ساختار آن تفاوت محسوسی با فیلم‌هایی چون «قیصر»، «گوزن‌ها»، «سرب» و «دندان مار» دارد؛ تفاوتی که ریشه در استخوان‌بندی داستانی «شب سمور» و جهان نمایشی بهرام بیضایی دارد، هرچند کیمیایی آن را با جهان‌بینی و زبان سینمایی خود بازآفرینی کرده است.