هشت ساله بودم که «اجاره نشینها» اکران شد. یادم هست برای تماشایش همراهِ خانواده به سینما آزادی رفتیم. تصویرِ محوی از صفِ طولانیِ خریدِ بلیت و شلوغی و ازدحامِ مردم در ذهنم هست. به یاد دارم که در سینما چقدر ما و تماشاگران، از ته دل خندیدیم. خندیدن در سینمایِ آن روزها اتفاق نادری بود. از همان اولین تماشای اجاره نشینها در هشت سالگی، چند صحنهاش برای همیشه در ذهنم نقش بسته است: آواز خواندنِ زندهیاد اکبر عبدی و ترک خوردنِ آینه، درآوردنِ پلاستیک از زیر باغچهی زندهیاد حسین سرشار در پشت بام، توسط زندهیاد عزت الله انتظامی، مهمانی در خانه مادر قصه با بازیِ زندهیاد حمیده خیرآبادی و آشتی کردن عزت انتظامی و زندهیاد رضا رویگری و در انتها نشستن پرنده ای روی منبع آب که باعث جاری شدن سیل در خانه میشود. در آن سیلِ ویرانگر هیچکدام از ساکنانِ آن بنا، هیچ خراشی برنداشتند اما امروز که از آن خاطرات مینویسم دلم نمیآید جلوی نامِ کارگردان و بازیگرانش، که این فضا را برایمان جاودانه کردند، از گذاشتنِ واژهٔ زندهیاد پرهیز کنم چون خانهها و اموالی که آن جماعت، برای تصاحبش به جانِ هم افتاده بودند، رفتنی شد، اما نامِ خالقان فیلم همیشه ماندگار است.
بگذریم، وقتی بزرگتر شدم و با هوشیاریِ بیشتری فیلم را نگاه کردم این صحنهها همچنان برایم یادآورِ دوران کودکی بودند و ارزشهای هنریِ ماندگاری دارند. من متولدِ فروردین ۱۳۸۵ هستم، کودکیام در جنگ، بمباران و موشکباران گذشت و اجاره نشینها شیرینترین خاطرهٔ نسل من از خندیدن در سینماهای آن روزگار است. شاید یکی از نکاتِ مهم این فیلم همین باشد. کودکانی مثل من که ارجاعاتِ اجتماعی و نقدِ طبقههای مختلفِ جامعه و اندیشهی جاری در این فیلم را متوجه نمیشدند، هم دوستش داشتند و به اندازهٔ سن خود آن را میفهمیدند. کم پیش میآید که فیلمی در کودکی برایت شیرین و خندهدار باشد و وقتی بزرگ میشوی و نگاهش میکنی به نظرت مضحک و سطحی نیاید.
طنزِ اجاره نشینها هرقدر که بزرگتر بشوی و نگاهش کنی عمیقتر و شیرینتر میشود. در همان روزها فیلم ماموریت هم اکران شده بود. ما که خانوادهای اصطلاحا سینما برو بودیم به تماشای این فیلم هم رفتیم. یادم هست در آن روزگارِ کملبخند اکثر خانوادهها به شوقِ دیدن شیرین کاریهایِ اکبر عبدی، به تماشایِ هر فیلمی که او در آن حضور داشت میرفتند. وقتی در بزرگسالی به این دو فیلم نگاه میکنی متوجه میشوی که عبدیِ اجاره نشینها با عبدیِ ماموریت به اندازهٔ جهانی تفاوت دارد. اجاره نشینها نمایانگرِ توانایی بازیگریِ اکبر عبدی در فیلمی سخت و مهم است.
![]()
از نوروز ۱۳۵۸ تا زمانِ اکرانِ اجاره نشینها در خرداد ۱۳۶۶، تقریبا هفت فیلمِ کمدی اکران شده است. آمار عجیبی است. فیلمهایی که برخی از آنها را با اغماض میشود در ژانرِ کمدی هم طبقه بندی کرد:
خانهی آقای حقدوست، ساختهی محمود سمیعی.
جایزه، علیرضا داودنژاد
مردی که زیاد میدانست، یدالله صمدی
اتوبوس / یدالله صمدی
کفشهای میرزا نوروز، محمد متوسلانی
مدرکِ جرم، منوچهر حقانیپرست
مردی که موش شد، احمد بخشی
نگاهی به اکرانِ نوروز سالهای ۶۵ و ۶۶ نیز شاید جالب باشد. اتوبوس و کفشهای میرزا نوروز از فیلمهای اکران شده در نوروزِ ۶۵ هستند اما در نوروز سالِ ۶۶ گویا هیچ تمایلی به نمایشِ فیلمهای کمدی وجود نداشته است.
مهمترین فیلمهای اکران شده در نوروز ۶۶، پرواز در شب، زندهیاد رسول ملاقلیپور، تیرباران، علیاصغر شادوران و ملاقات، خسرو معصومی بودند.
اجاره نشینها در زمانِ اکرانش بهترین فیلمِ کمدیِ سینمای ایران تا آن زمان بوده. از اولین فیلمِ کمدی در سینمای ایران یعنی آبی و رابی ساختهی آوانس اوهانیانس، که در سال ۱۳۰۹ روی پرده رفت، تا بهمن ۵۷، فیلمهای انگشتشماری را میشود مثال زد که طنزِ عالی یا مهمی داشته اند. مثلا میشود به آقای هالو به کارگردانیِ داریوش مهرجویی اشاره کرد یا بیتا به کارگردانیِ هژیر داریوش که گرچه در روالِ قصه، طنز شیرینی به چشم میخورد اما پایانبندیِ تراژیک فیلم باعث میشود نتوانیم این فیلم را یک اثر مطلقا طنز بدانیم. در آن دوران معمولا یا بازیگرهای اصلی رگههای طنز در کاراکتر خود داشتند مثلِ محمدعلی فردین و ناصر ملک مطیعی، یا از حضورِ یک کمدین برای ایجادِ طنز در فیلم استفاده میشده که مشخصا میشود به (تقی ظهوری، علی میری، مرتضی عقیلی و منصور سپهرنیا) اشاره کرد. فیلمهای رضا بیکایمانوردی با پرسوناژی شبیه ستوان کلمبو و فیلمهای نصرتالله وحدت را هم نمیشود جزء فیلمهای طنزی که دارای بارِ هنری هستند طبقه بندی کرد. ارحام صدر هم از بازیگرانِ خوب طنز در آن دوران بوده که فرصتِ حضور در فیلم خوب یا مهمی را پیدا نمیکند. بهمن مفید میگفت: تقی ظهوری سنگِ محکِ بازیگری در زمان خودش بود. بهمن مفید در ادامهی خاطراتش میگفت: زمانی که من به شهرت رسیدم برای مشخص شدنِ عیارِ بازیگریام قرار شد با ارحام صدر بازی کنم که نتیجهاش شد فیلم جوجه فکلی به کارگردانی رضا صفایی.
در ادامهی بحثِ مقایسهی اجاره نشینها با فیلمهای کمدیِ قبل از خودش، در بعد از انقلاب نیز همانطور که اشاره شد تقریبا هفت فیلم تا زمانِ اکرانِ اجاره نشینها در سینمای ایران به نمایش در آمد که البته برخی از آنها کاملا در ژانرِ کمدی قرار نمیگیرند. سطح این فیلمها به مراتب بالاتر از کمدیهای قبل از انقلاب است با این وجود اجاره نشینها در مرتبهی بالاتری قرار میگیرد. امروز هم وقتی سینمایِ کمدیِ ایران را مرور میکنیم اجاره نشینها همچنان در نقطهی بالایی قرار میگیرد. تفسیر و تاویل زیادی نیز نسبت به آن صورت گرفته. به قول مولانا که میگوید «هرکسی از ظن خود شد یار من…» این فیلم نیز میتواند شمایی از جامعهی ایران در دهه شصت باشد که بر جامعه امروز هم انطباق دارد.
خانهای که سیل ویرانش میکند و در پایانِ فیلم، مژدهٔ آبادی و سازندگیاش داده میشود. مادری که تمام بچههایش را با ایرادهایشان دوست دارد و تنها اوست که میتواند پسرهایش را با هم آشتی دهد و وقتی از خانه میرود، خانه ویران میشود. خوانندهٔ اپرا یا به عبارتی هنرمندی که جهانِ کوچکِ خصوصیای برای خودش ساخته اما با باغچهی زیبایی که در پشتِ بام دارد به خانه آسیب میرساند یا کارگرانی که آلتِ دستِ اهالیِ خانه اند. زنهایی که برای نگه داشتنِ خانه یا تصاحبش تلاش میکنند اما حریفِ یکدندگیِ مردها نمیشوند. روشنفکری که کسی به نظراتش توجه نمیکند و ویلچرنشین بودنش نمادی از نداشتنِ توانایی لازم برای اصلاح است و عباس آقا سوپرگوشت، آدمِ قلدری که در هر شرایطی منفعت خودش را حفظ میکند و خیلی وقتها سودش حاصل از ضررِ دیگران است. تمام این شخصیتها نمایندهای از طبقههای مختلفِ جامعهی ایران از دهه شصت تا امروز اند.
اجاره نشینها در گذرِ زمان، ارزشهای خودش را حفظ کرده و حتی افزایش داده. فیلمی که تلفیقی از پیکارسک و کمدیهای طنز و رفتار است. فیلمِ خوبی که هنوز هم میشود تماشایش کرد، لذت برد و به فکر فرو رفت…

