Skip to main content

فیلم «داستانِ ران کلارک» THE RON CLARK STORY ساخته‌ی «راندا هاینس»، محصولِ ۲۰۰۶ آمریکا، که متیو پری، در آن بشکلی درخشان، ایفای نقش کرده قصه‌ای جالب دارد: «ران کلارک، معلمی دلسوز و ایده‌آلیست است که شهرِ کوچکش را ترک می‌کند و به یک مدرسه‌ی دولتی در نیویورک، نقل مکان می‌کند. او با حضور در کلاسی آشفته، به چالش‌های فراوانی بر می‌خورد که ناچار می‌شود ۵۵ قانون برای کلاس بگذارد.»

این معلم، تمامِ انرژی و عشقِ خودش را برای دانش آموزانش نثار کرده و ویژگیِ خاص او ایمان به توانایی هر یک از این بچه‌ها با همه‌ی ظاهرِ غیرقابل‌ تحمل‌شان است. او که معلمی با قدرتِ بالای همدلی است، از ضعفِ دانش‌آموزانش در انجامِ تکالیفِ مدرسه سؤاستفاده‌ی احساسی نمی‌کند و به دنبالِ تحقیر آن‌ها که از هر سو تحقیر شده‌اند، نیست.

ران کلارک تک به تک سراغِ خانهُ شاگردانش می‌رود و شرایط سخت زندگیِ شخصی آن‌ها را درک می‌کند و سعی در برقراری ارتباط با بچه‌های پر دردسر دارد. او با حوصله، مثل یک روان‌درمان‌گر در کنارِ شاگردانی است که هر کدام قربانیِ شرایطِ نامطلوبِ اجتماعی و اقتصادی هستند و هرکدام نبوغ و استعدادی دارند برای آن‌که شخصیت‌هایی ضد اجتماعی و تبهکار شوند. شاگردانِ ران کلارک قربانیانِ طبقهُ ضعیفِ نیویورک هستند و معلم نازنینِ قصه با طرح‌های ایثارگرانه‌اش، در نقشِ ناجیِ شاگردانش قرار می‌گیرد. پیشرفتِ بچه‌ها و نجاتِشان از این وضع، برای ران کلارک معنای تمام زندگی است.

تفاوتِ اصلی طرز فکرِ او، با معلم‌های دیگر؛ تعریفی است که او از مدرسه و کلاس دارد. می‌گوید: «همه در این کلاس، حکم خانواده را دارند، باید به هم احترام بگذارند…» همین نگاه، او را در جایگاهِ پدری دلسوز و فداکار قرار داده تا دانش آموزانش را از منجلابِ خشونت و فقرِ اقتصادی و فرهنگی بیرون بکشد. نگاهِ ران کلارک به آموزش، جلوتر از زمانهُ خودش و کلاس‌های نیویورکی است، او با روش‌هایی مثل فعالیت بدنی، رقص، اظهار نظراتِ همگانی، راه و رسمِ زندگی را تدریس می‌کند.

شخصیت و خلاقیتِ او در تدریس، شباهت زیادی به شخصیتِ معلمِ فداکار، خلاق و جسورِ فیلمِ «انجمن شاعران مرده» ساخته‌ی(جان کیتینگ) با بازیِ رابین ویلیامز دارد. ویژگیِ مثبت در شخصیت پردازیِ فیلم‌نامه و انتخاب چهره‌ای که نقشِ ران کلارک را بازی می‌کند، این است که او موجودی تک‌بعدی و همیشه قهرمان و صبور نیست، آن‌جا که در برابرِ شاگردانی بدقلق قرار می‌گیرد، از حقِ خودش دفاع می‌کند. تنبیه او نه فردی، بلکه جمعی است، اگر شاگردی مطابق قوانین رفتار نکند بقیه هم قربانی می‌شوند. متیو پری بازیگرِ محبوبِ سریالِ «دوستان»، یادآورِ خاطراتِ خوشِ شخصیت دوست داشتنی چندلربینگ است و انتخابش، بهترین گزینه برای ایفای نقشِ معلمی با چنین ویژگی‌هایی است. متیو پری در این فیلم، بسیار خوش درخشیده و جنسِ بازی‌اش گاه یادآورِ خاطرات خوش «چندلربینگ» است.

فیلم از نظر کارگردانی هم بسیار خوب و تاثیرگذار است، نمایشی و هالیوودی نیست؛ باورپذیر و از جنسِ زندگی است. استفاده از نماهای بسته برای انتقالِ حس فشار در مدرسه و سیستمِ دیکتاتوری آموزشی، استفاده از رنگ‌های شاد و درخشان که فضای کودکی و نوجوانی را حفظ کرده و بیان‌گرِ دنیای پر از امیدِ ران کلارک، نه برای درس دادن، که برای انسان سازی است. انتخابِ بازیگرانِ با استعداد و کم سن و سال و بازی گرفتن از کودکان و هماهنگی آن‌ها در حفظِ ریتمِ صحنه‌های شلوغ، حتی در پس‌زمینه، حکایت از تسلطِ کارگردان فیلم می‌کند.

فیلمِ «داستانِ ران کلارک» تاثیرهای مثبتی روی مخاطب می‌گذارد. علاوه بر اینکه فیلمساز از وجه سرگرم کنندگی و تعلیق برای کششِ قصه نیز غافل نبوده است. این فیلم مانندِ «مشق شب» ساخته‌ای زنده‌یاد کیارستمی، در موضوعِ آموزش، ویژگی‌هایی آموزنده برای تدریس و روبرو شدن با چالش‌های فرهنگی و زندگی را دارد.