تنها راهِ رهایی، روبروشدن با حقیقت و حافظهی تاریخی است…
تمثیل «کوسهها» در این روایت، بهعنوان تصویری قدرتمند از نیروهای سرکوبگر، خشونتِ سازمانیافته، و فساد در نظامهای تمامیتخواه به کار گرفته میشود؛ از آلمانِ دورانِ «نازیها» تا برزیلِ تحت دیکتاتوری نظامی از (۱۹۶۴تا ۱۹۸۵).
در فیلمِ «فرستادهی مخفی»
The Secret Agent
ساختهی
Kleber Mendonça Filho،
این «کوسههای انسانی» در قالب سرمایهدارانِ فاسد، نیروهای پلیس و ساختارهای حکومتی ظاهر میشوند که به شکار انسانهای مستقل و شریف میپردازند.

شخصیت اصلی، آرمندو سولیموئس، دانشمندی است که بهخاطر دستاوردهای علمیاش هدفِ یک سرمایهدار قدرتمند قرار میگیرد و بهتدریج در شبکهای از دروغ، فساد و خشونت گرفتار میشود. فیلم با بازی Wagner Moura، تأثیراتِ عمیقِ روانی و اجتماعی آن دوران را بر زندگی فردی و جمعی مردم برزیل به تصویر میکشد.
روایت فیلم از طریق فلاشبکها، زندگی خانوادگی آرمندو و فروپاشیِ تدریجیِ آن را نشان میدهد؛ از مرگ همسرش تا فرار او به شهر «رسیفی» برای نجاتِ پسرش.
در این مسیر، با جهانی روبهرو میشویم که در آن فساد همهجا نفوذ کرده است:
«از پلیسهایی که بهجای اجرای قانون به اخاذی میپردازند، تا روزنامههایی که حقیقت را تحریف میکنند و اعتبار افراد را نابود میکنند.»
شخصیتهای فرعی نیز هرکدام با هویتهای دوگانه و گذشتههای پنهان، بازتابی از جامعهای هستند که برای بقا، مجبور به دروغ و تغییر چهره شدهاند. حتی خشونت، قتل و جنایت، به امری عادی تبدیل شده و انسانها در چنین فضایی میان ترس، بقا و اخلاق سرگردان ماندهاند.
در کنارِ این تاریکی، فیلم با استفاده از عناصر فرهنگی مانند کارناوال و ارجاعات سینمایی، نوعی تضاد میان شادی و وحشت ایجاد میکند. بویژه مضمونِ «فراموشیِ جمعی» که یکی از محورهای اصلیِ این فیلم است. اینکه چگونه یک ملت میتواند گذشتهی خشونتبارش را نادیده بگیرد و دوباره در معرضِ همان خطرات قرار بگیرد. فیلم نشان میدهد که این فراموشی نهتنها در سطح ملی بلکه در سطح فردی نیز رخ میدهد، جایی که حتی فرزندان، از حقیقتِ زندگی پدرانشان بیخبر میمانند. در نهایت، «کوسهها» تنها موجوداتی بیرونی نیستند، بلکه میتوانند در ساختار قدرت، خانواده و حتی درون انسانها پنهان باشند؛ و تنها راهِ رهایی، روبروشدن با حقیقت و حافظهی تاریخی است.

