Skip to main content

گفت‌وگوی ژاکلین راش ریورا با آنماری ژاسیر، کارگردان «فلسطین ۳۶»

ژاکلین راش ریورا: آنه‌ماری، امروز از کجا با ما همراه هستید؟
آنماری ژاسیر: خوشحالم که با شما هستم. از فلسطین با هم همراه شدیم.

ژاکلین: حضورت برایم افتخار بزرگی است. شخصاً چندین سال است آثارت را دنبال می‌کنم.
فیلمِ «فلسطین ۳۶» پنجم سپتامبر در جشنواره‌ی بین‌المللیِ فیلم تورنتو برای نخستین‌بار به نمایش درآمد. این چهارمین فیلم بلند توست که در جشنواره سینمایی تورنتو نمایش داده می‌شود، شرکتِ واترملون پیکچرز حقِ اکرانِ سینماییِ آن را خریداری کرده و فیلم به‌عنوان نمایندهٔ فلسطین، برای اسکار انتخاب شده، اتفاقی که برای هر فیلمسازی، تقریباً نهایت موفقیت است. اما در عین حال، ما نزدیک به دو سال است که شاهد نخستین نسل‌کشیِ زنده‌پخش‌شدهٔ جهان در غزه هستیم که همچنان ادامه دارد. می‌توانی دربارهٔ تجربهٔ نمایشِ این فیلم در تورنتو، فرش قرمز و فضای آن برایمان بگویی؟


آنماری: بله، ممنونم. تورنتو لحظه‌ای بسیار مهم برای ما بود. بسیاری از اعضای گروه، بازیگران و عوامل آنجا بودند. برای ما افتخار بزرگی بود که تورنتو به ما یک نمایش افتتاحیهٔ ویژه داد. اما در عین حال، بودن در آنجا بسیار دردناک بود. ما اصلاً فرش قرمز نمی‌خواستیم. همهٔ این نمایش‌ها در این دو سال اخیر… واقعاً سخت بود. ساختن این فیلم، تمام کردنش، بسیار دشوار بود. قرار بود قبل از شروع نسل‌کشی، فیلمبرداری را آغاز کنیم. یک هفته مانده بود و همه‌چیز آماده بود. اما بعد فقط ادامه دادیم. در وضعیتی دیوانه‌وار، در میان درد، با دوستان و خانواده‌مان در غزه، فقط به کار ادامه دادیم، همان کاری که به‌عنوان هنرمند بلدیم. من همراه گروه تولیدی و بازیگرانم برای اولین بار در تورنتو فیلم را دیدیم و اولین مواجهه‌ی ما با مخاطب بود. همه لباس رسمی پوشیده بودیم اما با قلب‌هایی شکسته. واکنش تماشاگران چیزی بود که هرگز فراموش نمی‌کنم. در یک لحظه، هم موفقیت فیلم بود و هم واقعیت دردناکِ غزه.

ژاکلین: خوانده بودم که ابتدا قرار بود فیلم در بیت‌لحم ساخته شود اما شرایط تغییر کرد. بازیگران فیلم هم بسیار چشمگیر و باورپذیر به صحنه‌ها جان داده‌اند: هیام عباس، صالح بکری، جرمی آیرونز، لیام کانینگهام، یاسمین المصری، ظافر العابدین و دیگران. داستان ۱۲ سال پیش از نکبهٔ ۱۹۴۸ آغاز می‌شود. چرا این دوره را انتخاب کردی؟
آنماری: این دوره برای من نقطهٔ حیاتیِ تاریخ ماست. همه‌چیز را برای نکبه آماده می‌کند. بسیاری داستان فلسطین را از نکبه آغاز می‌کنند، اما قیام ۱۹۳۶، که توسط کشاورزان رهبری می‌شد، تقریباً موفق بود. بریتانیا کنترل را از دست داد و ناچار شد با آوردنِ نیروهای بیشتر، آن را سرکوب کند. شناختِ زندگی آن زمان مهم است، زندگی‌ای که مردم نمی‌دانستند به‌زودی همه‌چیز تغییر خواهد کرد.

ژاکلین: وقتی دربارهٔ چیزی فیلم می‌سازی که هنوز ادامه دارد، چگونه از خودت مراقبت می‌کنی؟
آنماری: این اولین بار است که چنین سؤالی از من پرسیده می‌شود. نمی‌توانم عمق درد را بیان کنم. ما هنوز در دل این فاجعه هستیم. تقریباً دو سال است که مرگ و ویرانی ادامه دارد. بعضی افراد فقط تمرکزشان را روی کار گذاشتند و اخبار را دنبال نکردند، چون دیدنِ آن تصویرها غیرقابل‌تحمل بود. مردم غزه برای ما غریبه نیستند، دوستان ما هستند، خانوادهٔ ما هستند. صحنه‌های خشونت در فیلم بسیار واقعی بود. همه ازجمله بازیگران و عوامل، به‌راحتی آن احساس را درک می‌کردند. گاهی مجبور می‌شدیم کار را متوقف کنیم. حتی یکی از بازیگران در صحنه بیهوش شد.

ژاکلین: چه چیزی تو را به داستان‌گویی و سینما کشاند؟
آنماری: من از خانواده‌ای هنرمند می‌آیم. از کودکی می‌نوشتم، تقریبا از هشت‌سالگی دفتر خاطرات داشتم. فکر می‌کردم نویسنده خواهم شد و آخرش هم از طریق نوشتن وارد سینما شدم. دوران کودکی‌ام در عربستان هم مهم بود، چون ما باید خودمان دنیایمان را می‌ساختیم. خانواده‌ام اهل بیت‌لحم بودند، آنجا بود که اشغال نظامی را تجربه کردم. حضور سربازانِ خشن، ممنوعیت‌ها، تحقیرها و…

ژاکلین: این تجربه‌ها در فیلم‌هایت کاملاً دیده می‌شود. پایان‌بندی فیلم‌هایت خیلی خاص است، انگار پایان واقعی نیستند.
آنماری: بله، چون واقعاً پایان نیستند. این داستان‌ها پایان ندارند. من پایان‌های بسته را دوست ندارم. چیزی باید باقی بماند: «شاید امید..

ژاکلین: همکاریت با صالح بکری هم بسیار ویژه است.
آنماری: او بازیگری فوق‌العاده است. بسیار عمیق و درگیر. در اولین همکاری، از او خواستم سه ماه در اردوگاه پناهندگان زندگی کند، فوراً پذیرفت. او بازیگری توانا، جدی و با احساس است و همین او را خاص می‌کند.

ژاکلین: تو علاوه بر فیلمسازی، در کارهای آموزشی و جمعی هم فعال هستی. چه چیزی تو را به این مسیر می‌کشاند؟
آنماری: وقتی شروع کردم، بسیار تنها بودم. جامعه‌ای نداشتم. بنابراین تلاش کردم آن را بسازم.
برای ما مهم است که سینمای مستقلِ خودمان را داشته باشیم. در اولین فیلمم، ترجیح دادم با عواملِ فلسطینی کار کنم، حتی اگر کم‌تجربه باشند، چون این کار برایم فقط یک شغل نیست، مسئلهٔ بقاست.

ژاکلین: دربارهٔ شعر چه؟ فیلم‌هایت بسیار شاعرانه‌اند.
آنماری: ما فرهنگ شعریِ قوی داریم. من سال‌هاست که شعر می‌نویسم، اما خودم را شاعر نمی‌دانم. با این حال، شعر و سینما برای من بسیار به هم نزدیک‌اند.

ژاکلین: کمی هم درباره‌ی پروژهٔ بعدی‌ات برایمان بگو؟
آنماری: فعلاً در حال استراحت هستم. این پروژه بسیار سنگین بود اما ایده‌هایی دارم، هرچند هنوز آمادهٔ صحبت دربارهٔ آن‌ها نیستم…