Skip to main content

فیلمِ «سالن ۴» یکی از آثارِ مستقل و کمتر جریان‌ساز، اما قابل‌تأملِ فیلمساز جوانی به نامِ «حسین ترک‌جوش» است که نمایش آن در جشنواره‌ی فجر، با بازخوردهای خوبِ منتقدان روبرو شد. فیلمی که به‌جای تکیه بر قصه‌ای پرحادثه، بر آتمسفر، تعلیق روانی و مواجهه‌ تدریجیِ تماشاگر با یک موقعیت بسته تمرکز می‌کند. اثری که به قول خود کارگردان، سینمای مدرنِ کیمیایی است اما نباید از این امر غافل شد که ژانر فیلم رئالیسمِ اجتماعی و خیابانی است، شاید برای خیلی از افراد، ژانرِ خیابانی کمی نامفهوم باشد اما این ژانری است که تقریبا در اواخر دهه ۴۰ باعثِ شکل‌گیریِ فرم جدیدی از تریلرِ جنایی در سینمای موج‌نوی ایران شد که به شکل عمیق‌تر ‌و آگاهانه‌تری به معضلات اجتماعی جامعه پرداخت و به « فیلم خیابانی» هم معروف است، آثاری که غالبا داستان‌هایی با محورِ انتقام و کشمکش‌های فردی با سویه‌های اجتماعی و سیاسی بودند که برای نقد قدرت و محکوم‌کردن وضعیت موجود ساخته می‌شدند به تعبیری نمونه اولیه این گونه فیلم‌ها «قیصر» ساخته‌ی مسعود کیمیایی بود.

در «سالن ۴» رگه‌ی پر رنگی از این ژانر می‌بینیم که یکی از مولفه‌هایش ترکیبی از پروتاگونیست‌ انتقام‌جویانه، اما مشتاق به عدالت است. انگیزه و نیرویِ محرکه در این ژانر، اجرای عدالت است. «حسین ترک‌جوش» به عنوان یک‌کارگردانِ فیلم اولی، قواعد این ژانر را به خوبی رعایت کرده است و یک اثرِ تمیز و شسته/رفته ساخته است.

«سالن ۴» بیش از آن‌که درباره‌ی یک رویداد بیرونی باشد، درباره‌ وضعیتِ آدم‌ها در شرایطی است که راه خروجِ مشخصی ندارند. فضای فیلم حالتی نیمه‌تئاتری دارد؛ انگار شخصیت‌ها روی صحنه‌ای قرار گرفته‌اند که ناچارند خودِ واقعی‌شان را عیان کنند و در بحرانی‌ترین مقاطعِ زندگی، تصمیم‌های سختی بگیرند.

ترک‌جوش، در این فیلم از روایتِ خطیِ کلاسیک فاصله می‌گیرد و اطلاعاتِ قطره‌چکانی می‌دهد، حالا این مخاطب است که به‌تدریج پازلِ روابط، و گذشته‌ی شخصیت‌ها را کامل می‌کند. سکوت‌ها، مکث‌ها و نگاه‌ها، نقش مهمی در پیشبردِ روایت دارند. دیالوگ‌ها کوتاه اما چندلایه‌اند؛ هر جمله می‌تواند معنایی فراتر از ظاهرش داشته باشد. رویکرد فیلم به گونه‌ایست که تماشاگر خودش به قضاوت می‌رسد نه این که نتیجه فیلم بر روانِ او تحمیل شود.

ترک‌جوش با موفقیتِ این فیلم، درحالِ تدارک ساختِ فیلم بعدی‌اش به نام «عفت» است.