از جوانی به دیدن فیلمهای «میکلوش یانچوی» بزرگ، کارگردان قدرتمند مجارستان، علاقمند بودم. بالاخره در یونان چند فیلم او را دیدم و ملاقاتش کردم. انسانی دوست داشتنی با پوسته و ظاهری تلخ و جدی اما بسیار جنتلمن و درونگرا بود. با تلاش بسیار با او قرار مصاحبه گذاشتم؛ اما معلوم نشد چرا در همان آغاز کار، دستگاه ضبط دیجیتالم از کار افتاد و آبروریزی در آورد. هرچه من و او تلاش کردیم راه نیفتاد که نیفتاد!
ناچارا قرار را به روز بعد گذاشتیم. ضبط صوتی از دوست خبرنگاری امانت گرفتم و به هتلش رفتم، اما مرغ از قفس پریده بود!
رسپشن هتل، یادداشت عذرخواهیِ او را به من داد که در آن نوشته بود بخاطر مشکلی روانهی آلمان شده. در انتهای نامهاش هم نوشته بود:
“به امید دیدار…”
دیداری که هرگز وصال نداد و میکلوش یانچو، سینماگر برجستهی مجارستانی و از نامدارترین سینماگرانِ اروپای شرقی، در آخرین روزِ ژانویه، در سنِ ۹۲ سالگی، از این جهان رفت. فیلمسازِ خلاقی که منتقدان او را در کنار کارگردانانِ بزرگی مثل آنتونیونی و برگمان ردهبندی میکردند.
گفته میشود تا سالها، چهرهای به قدرت او در سینمای مجارستان، به میدان نیامده است.

کانتاتا
زمانی زندانیِ جنگیِ شوروی سابق بود، بعد به حزب کمونیست پیوست. اولین فیلم مهم او که نامش را به عنوان کارگردانی با ایدههایی تحسینبرانگیز در جهان مطرح کرد و محصولِ موج نوی سینمای مجارستان نام گرفته، “کانتاتا” است که یانچو در سال ۱۹۶۲ ساخت.
پلانسکانسهای طولانی و هوشمندانهٔ یانچو و حرکتهای پیچیدهی دوربین، که او با رنج بسیار، با کرینهای عظیم میگرفت، تماشاگران را در بهت فرو میبرد و نشانی از تأثیرپذیری او از سینمای آنتونیونی است. درونمایههای آثار او، نقدی است که از قدرت و نظامیگری میکند، ارتشی که در زمان خود، برای سرکوب و سلطه، تا دندان مسلح بود. جشنواره کن برای فیلم «سرود سرخ» به او جایزه بهترین کارگردانی را داد، به فیلمسازِ برجستهای که با فیلمهایش به ظلمها و فشارهایی اشاره میکرد که کشورش با حضور بیگانگان، تحمل کرده است.

فانوس خداوند در بوداپست
او در اوایل دههی هفتاد، در ایتالیا زندگی میکرد و بخاطر یکی از فیلمهایش به چهار ماه زندان محکوم شد.
یانچو در فیلمهای آخرش تلاش کرد با نزدیک شدن به جوانها، به خواستههای آنها نزدیکتر شود. او فیلم «فانوس خداوند در بوداپست» را با همین رویکرد ساخت که با استقبال زیادی مواجه شد، همچنین فیلمهایی براساسِ شخصیتهای ضد قهرمانِ کمیک پپه و کاپا ساخت که نزد مجارها محبوبیتِ زیادی پیدا کرد و خود میکلوش هم در بعضی از آنها بازی کرد.

