Skip to main content

«عروج» فیلمی به کارگردانی لاریسا شپیتکو کارگردان صاحب‌نامِ سینمای شوروی است که در سال ۱۹۷۷ساخته و برندهٔ جایزهٔ خرس طلایِ فستیوال برلین شده است. لاریسا شپیتکو کارگردانِ زنِ سینمای شوروی، این فیلم را براساس رمانی از واسیل بیکوف ساخت. شپیتکو در «عروج» ضمن ترسیم وقایع و جزئیات برهه‌ای حساس از تاریخ شوروی در سال‌های جنگ جهانی دوم به‌شدت به شخصیت‌هایش نزدیک می‌شود و مسائلِِ انسانی را مقدم بر مباحثِ تاریخی و جنگ می‌شمارد و علت اصلیِ ماندگاری فیلم او شاید همین باشد. در این درام، شپیتکو از عناصری چون “تضاد” و “تقابل” در جهت طرح جهانِ داستان خود بهره می‌گیرد و با قرار دادنِ مسائلی چون وفاداری و خیانت، ترس و شجاعت، فردگرایی و جمع‌گرایی و … در مقابل هم تصویر شفافی را از روابط متقابل شخصیت‌هایش به مخاطب عرضه می‌کند.

شپیتکو از همکلاسانِ آندریِ تارکوفسکی و از شاگردان داوژنکو بوده است و بنابراین بسیاری از مولفه‌های سینمای این دو، در فیلم او نیز به چشم می‌خورد. «عروج» فیلمِ نماهایِ نزدیک است. بهره‌گیری متعدد از نمایِ نزدیک به منظورِ نزدیک شدنِ مخاطب به دنیای درونی شخصیت‌ها انتخاب هوشمندانه‌ایست. فیلمساز همچنین با استفاده از لانگ‌شات‌های طبیعتِ سرد و بوران‌زدهٔ شوروی را به نمایش می‌گذارد که نشانه‌ای از تلخی، استیصال و ناامیدیِ جوِ حاکم در سال‌های جنگ جهانی و سلطهٔ آلمان‌ها نیز دارد.

«عروج» فیلمِ تلخی است؛ فیلمی با لحنی شاعرانه و تاحدودی حماسی که برخلاف بسیاری از فیلم‌های مرتبط با جنگ بیش از آنکه “جنگ” را برجسته سازد بر مباحث انسانی متمرکز شده است. نوع روابط آدم‌های فیلم با یکدیگر و پرهیزِ فیلمساز از دوقطبی کردنِ کاراکترها از امتیازات این فیلمِ شاعرانه در فضای جنگ است. با آنکه آدم‌های قصه به‌واسطهٔ انتخاب‌ها و رفتارهایشان گاه به سمت و سویِ سیاهی و سپیدی میل می‌کنند اما درنهایت هیچ یک سیاه یا سفیدِ مطلق نمی‌شوند. ریباک، در ابتدای فیلم رفتار وفادارانه‌ای در مقابلِ همرزش دارد اما در میانه‌های درام و پس از گرفتار شدن، به مرور دچار تغییر میشود و روی دیگری از سکه را به مخاطب نشان می‌دهد. استونیکف اما ویژگی‌های یک قهرمان را دارد؛ او همانطور که مسیح‌وار به دار آویخته می‌شود در سراسر فیلم نیز می‌کوشد تا وجدانش را زیر پا نگذارد. فیلمساز سکانس به دارآویخته شدن متهمان را به شکلِ باشکوهی به تصویر می‌کشد و زوایای درست دوربین به این انتخاب دامن می‌زنند.

وجدان‌گراییِ کاراکترهای فیلم با بافت و لحنِ کار همسو و هم‌جهت است؛ عنصری که می‌توانست فیلم را به شعارزدگی بکشاند حالا چون موتوری محرک در طول درام حاضر و پررنگ است و لحن شاعرانهٔ فیلم را تشدید می‌کند. «عروج» فیلمی شخصیت‌محور است و طرح داستانیِ چندان پر و پیمانی ندارد؛ درواقع فیلمساز با برجسته ساختن مسئله‌ای انسانی مضامینی چون وفاداری، زندگی، مرگ و انسانیت را در فیلم خود به تصویر کشیده است.