امروز چهارشنبه ۲۹ بهمن مراسمِ یادبودی با حضور جمعی از هنرمندان و خانوادهٔ زندهیاد «عنایت بخشی» برگزار شد. چهرهای قدرتمند در بازیگری که با کارنامهای درخشان، مدتی بخاطر بیماری، از فضای بازیگری دور بود. همکارانش او را مردی با احساس،
بیحاشیه و عاشقِ فرهنگ، سینما و تاتر میدانستند. به واقع ۶۰ سال فعالیتِ موثرِ یک بازیگر در عرصهی تئاتر، سینما و تلویزیون را چگونه میباید ارج گذاشت؟ آیا چنین گرامیداشتی در مورد شخصیتی با چنین سابقهی هنریِ درخشان، در زمان حیاتِ او اتفاق افتاد؟ هرگز…
۱۸ سال قبل که به اتفاق دوستانم عباس بهارلو و سیمون سیمونیان پروژهی “تاریخ شفاهی سینمای ایران” را برای موزه سینما در زمانِ مدیریتِ آقای محمدحسن پزشک، جلو میبردیم، یکی از حدود صد مصاحبهمان با اهالی سینما، در دورههای مختلفِ قبل و بعد از انقلاب، اختصاص به عنایت بخشی داشت. محل انجامِ این بدهبستانِ کلامی، خانهی استیجاری بسیار سادهی آن عزیز در یکی از مناطقِ خیابانِ تهران نو بود. خودمان در آن موقع تعجب کردیم که هنرمندِ توانا و خوشنامی چون عنایت بخشی، با آن سابقهی ریشهدار در حوزهی تئاتر و ایفای نقشهای مکملِ متنوع در سینما، چنین زندگیِ ساده و به دور از هرگونه تجملی دارد. نکته قابل تامل که میتواند بیانگر شریف زندگی کردنِ بازیگری باشد که برای احترام به حرفهاش، اصول و چارچوبی داشت.

عنایت بخشی و همسرش
ادامهی زندگی او بعد از آن مصاحبه به اتفاقِ خانوادهاش در همان موقعیت استیجاری و محله تا زمانِ خاموشیِ شمع وجودش، ادامه داشت. عنایت بخشی در این محدودهی زمانی با همه مصائب و مشکلاتِ زندگیِ خانوادگی و صبوریِ ستایشبرانگیزِ خودش و همسر گرامیاش (خانم سیمین بازرجانی) در زمانِ بیماریِ طولانی و فرسایشیِ دخترشان که نهایتاً به مرگ تلخ و اندوهبارِ آن عزیز انجامید، هیچگاه اهل حاشیه سازی و گله و شکایت و مصیبتنامه خوانی نبود و همواره عزت نفسش را حفظ کرد.اما نکته غم انگیز و تاسف بار که دل هر اهل هنری را به درد میآورد، نحوه اطلاع رسانی و ابراز همدردی تلگرافی رسانه ملّی در مورد درگذشت این بازیگر قدیمی و متشخص بود که در لابلای انبوه اخبار سیاسی و گزارشهای تبلیغاتی، دقایق کوتاهی را به این چهره اختصاص داد و بخش اعظمِ فعالیت کاری او را محدود و مقید به سریالهای تاریخی و مذهبی کرد؛ بی آنکه حتی در قالبِ نریشن، به فعالیتِ اولیه و طولانی مدت او در حوزهی تئاتر و همکاری او با “گروه هنر ملّی” به سرپرستی عباس جوانمرد و بازیش در بیش از ۱۲ نمایشنامه و تله تئاتر به کارگردانی جوانمرد و بازی در چند نمایش و فیلم از بهرام بیضایی و پرویز صیاد بپردازد.

مسافران
علاوه بر این اگر یکی از وجه مشخصههای اصلی هنری این مرد بزرگ را به عنوان یک بازیگر چند وجهی در انعطاف پذیری برای ایفای نقشهای مکمل متفاوت بدانیم، چرا نباید در همین رسانه به بهانهی درگذشت بازیگری با این کارنامهای پربار، به فیلمهای “گوزنها” و “فریاد” مسعود کیمیایی،” تنگنا” و “تنگسیر” امیر نادری، “ستارخان” و “خواستگار” علی حاتمی، “آقای هالو” داریوش مهرجویی، “مسلخ” هادی صابر،” ذبیح” محمد متوسلانی، “اسرار گنج درّه جنی” ابراهیم گلستان،” زنبورک” فرخ غفاری، “بازجویی یک جنایت” محمدعلی سجادی،” ترن” امیر قویدل، “مسافران” و “سگ کُشی” بیضایی و… اشاره شود؟ آیا این رسانه کارشناس فرهنگی و هنریِ زبده برای این مناسبتهای هنری که بتواند بدرستی حق مطلب را در مورد کارنامه و شناسنامه یک بازیگر و هنرمند اصیل ادا کند، ندارد؟ یا قرار بر این است که در این موقعیتها و مناسبتها با یکسویه نگری و مصلحت اندیشی کارنامه او بر پایه خودی و غیرخودی خط کشی و مرزبندی شود؟ با این وصف، چنانچه بازیگر بخت برگشتهای مثل عنایت بخشی حضور موثر و هویتمندی در شماری از اجراهای نمایشی داشته و دوره دیگر فعالیت هنری اش شاه نقشهای او را در فیلمهای “گوزنها”،”تنگنا”،”خواستگار”، ” بازجویی” و” مسافران”، چون سازندگانِ آن آثار در لیستِ سیاه هیئت نظارت و نمایشِ این رسانه هستند، این نقاطِ درخشان از کارنامه او بر اساس چنین نگاه سلیقهای و سلبی خط میخورند ویا اصلاً دیده نمیشوند. واقعاً دمتان گرم با این شیوه خبررسانی و یاد کردن از یک بازیگر توانمند و بیمسئله!
شاه نقش
باز گلی به جمال علی قائم مقامی و شاهد احمدلو به عنوان تهیه کننده و کارگردان فیلم “شاه نقش” که با در نظر گرفتنِ نقشی در خور شأن عنایت بخشی در این فیلم، نسبت به او در دوران کهولت و خانهنشینی، ادای احترام کردند.خلاصه عنایت الله خان بخشی عزیز و قدرندیده، روحت شاد و یادت گرامی. رفتی و راحت شدی… بدرقه راهَت، این ابیاتِ خواجهٔ شیرین سخن شیراز: «بیمُزد بود و منّت، هر خدمتی که کردم،
یارَب مباد کس را مَخدومِ بی عنایت،
رندانِ تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند ازاین ولایت.

