فیلم «پدر» ساختهی «ترزا نوتووا»، اثری است تلخ و تکان دهنده که تماشای آن بخاطر شوکی که با مهارت بسیار به بیننده وارد میکند، نهتنها آسان نیست، بلکه تجربهای سخت و فراموش نشدنی است. این فیلم یکی از تلخترین و در عین حال صادقانهترین درامهای اروپاییِ سالهای اخیر به شمار میرود. فیلمی که مخاطب را به قضاوت وا نمیدارد بلکه او را در موقعیتی اخلاقی و انسانی رها میکند که هیچ پاسخی برایش وجود ندارد.
قصه در مورد میخائیل رهک پدری ۴۰ ساله و مهندس پرمشغله است که در یک صبحِ گرمِ تابستانی، عجله دارد تا دختر ۳ سالهاش را به مهدکودک برساند. اما به خاطر تماسهای تلفنیِ کاری، و فراموشی، بعد از پارک اتومبیل، مستقیماً به دفترش میرود و دخترش را روی صندلی عقب ماشین جا میگذارد. ساعتها بعد، او وقتی برای رفتن به خانه، سوارِ اتومبیلش میشود، دختر کوچولوی سه سالهاش بخاطرِ گرما فوت شده است. فیلمبه خطایِ نورولوژیکِ سندرومِ فراموشی کودک اشاره دارد زمانی که استرس، اضطراب و مشغلهی فکری و تکرارِ روزمرگی، باعثِ بهمریختگیِ مدارهای عصبی میشود.
ترزا نوتووا، در این باره میگوید: «مرگ کودک در ماشین یک تابو است. همه فکر میکنند فقط والدینِ بیمسئولیت این کار را میکنند، اما حقیقت این است که هر انسانی ممکن است یک لحظه فراموشیِ مهلک داشته باشد» گفته میشود، فیلم از سه پروندهی واقعی در آمریکا و کانادا الهام گرفته شده که در آنها والدین به علتِ فراموشیِ ناخواسته، فرزندشان را در ماشین جا گذاشتهاند. آمارها نشان میدهد سالانه بیش از ۳۰ کودک در آمریکا به این شکل جان میبازند.

فیلم در سه پرده روایت میشود؛ پیش از فاجعه؛ زندگی روزمره و فشارهای کاری میخائیل، فاجعه و فروپاشی، صحنهی کشفِ جسد و تماس با اورژانس، پس از فاجعه و ناتوانی در بخشیدن. «پدر» بر روی ایدهی اصلیِ شکنندگی انسان در مواجهه با خطاهای غیر قابلِ بازگشت تمرکز دارد از این رو، فیلم نه در صدد تطهیر شخصیت است نه محکوم کردن آن. دوربین در اینجا به مثابهی یک آینهی تمام نما از فروپاشیِ روانی و عاطفیِ یک انسان اما به شکل خونسردانه عمل میکند.
افتتاحیهی فیلم بسیار زیبا و سرشار از حسِ زندگی است. ویژگیِ دیگرِ فیلم، حذفِ صحنهی تراژیک یعنی مرگ دختر بچه به خاطرِ پختن از گرما است چون در آن سکانس، فیلم از مخاطبش، همدردی و گریه، گدایی نمیکند. ویژگی دیگرِ فیلم بازیِ تاثیرگذارِ میلان اوندریک است که احساس میکنی او یک پدرِ واقعی است و دوربینی دارد بدونِ اطلاعِ او یک مستند از رفتارش ضبط میکند، در سکانسِ بازجوییِ پلیس، او چنان قوی و باورپذیر است که تماشاگر درحالیکه از او متنفر است، اما برایش اشک میریزد. او در یک نمای ۴ دقیقهای بدون دیالوگ، فقط با لرزش دستها و نگاه خالی، فروپاشی روانی شخصیت را بهتمامی نشان میدهد. او اجرایی کنترل شده و عمیق دارد و بدون بزرگنمایی بار سنگین اندوه، شرم و انزوای اجتماعی را منتقل میکند. سکانس دادگاه تنها یک صحنه ساده نیست، بلکه درونیات این پدر و زندگیِ تلخ و اندوهبار آور را با گناهی غیرقابل انکار و جبران، به تماشاگر منتقل میکند.
«پدر» در دامِ شعار نمیافتد و از ملودرام پرهیز میکند. در مقابلِ بازیِ قویِ میلان اوندوریک، بازیِ دومینیکا موراوکووا در نقش همسرش، چندان دلنشین و با جزئیات نیست، حتی در صحنههایی واکنشهایش غیر قابل باور است.
علاوه بر این، فیلم به زیبایی، مفهومِ «قضاوت اجتماعی» را کالبدشکافی کرده است. دوربینِ نوتووا به خوبی نشان میدهد که چگونه جامعه، فراتر از حکم دادگاه، صندلیِ قضاوت را اشغال کرده و با نگاههای سنگین و پچپچهای بیپایان، میخائیل را به انزوایی خودخواسته سوق میدهد. سنگینیِ این نگاهها در کنار فضای بصریِ سرد و بیروحِ فیلم، چنان اختناقی ایجاد میکند که مخاطب نیز همگام با شخصیت اصلی، در پی راهی برای تنفس میگردد. «پدر» با هوشمندی نشان میدهد که در چنین فجایعی، مجازاتِ قانونی در برابر شکنجهی مداومِ «وجدان» و «خاطره»، بازیچهای بیش نیست. فیلم به ما میفهماند که میخائیل در همان لحظهی کشف جسد، حکم ابدِ خود را امضا کرده است و مابقیِ داستان، تنها شرحِ تدریجیِ این مرگِ روانی است.

این حقیقتِ تلخ که عشق همیشه کافی نیست، در فیلم به شیوهای دردناک به تصویر در آمده است. کارگردان، روایتی مینی مالیستی را به تصویر کشیده که با استفادهی هوشمندانه از سکوت و بغضهای فروخورده، تماشاگر را مستقیم درونِ ذهن شخصیتِ اصلی قرار میدهد.
«پدر» فیلمی است که تماشایش همانطور که اشاره کردم، سخت و دردناک است، اما دیدنِ آن برای خانوادهها ضروری است. ترزا نوتوووا بار دیگر نشان میدهد سینما میتواند درباره وحشتآورترین اتفاقات زندگی، بدون ویترینی کردن درد، حرف بزند. این فیلم نمایندهی کشورِ اسلواکی برای نامزدی در اسکارِ ۲۰۲۶ بود که متاسفانه در لیست نهایی قرار نگرفت اما در بیستویکمین جشنواره فیلمهای جنوب شرقِ اروپا (SEEfest) در بخشِ «پلی برفراز مرزها»، که از بیستونهم آوریل ۲۰۲۶ در لسآنجلس آغاز شده بود، برندهی جایزهی تندیسِ این بخش از جشنواره شد.

