پس از کشوقوسهایی زیاد و گمانهزنیهای اهالی رسانه، دبیر چهل و پنجمین جشنواره فیلم فجر معرفی شد: «علیرضا تابش مدیرعاملِ اسبقِ بنیادِ سینمایی فارابی، و دبیرِ ادواری از جشنواره فیلم کودک.» او در فاصلهٔ کمتر از سه ماه مانده تا سررسید جشنواره، فرصت دارد تا تدابیر لازم را برای برگزاریِ مهمترین رویدادِ سینمایی کشور، به کار بندند. برخی از دستاندرکارانِ سینما، انتخابِ تابش را بیارتباط با مسئولیتِ او در دو سال گذشته نمیدانند. درست است که او مدیریت یک هلدینگ بزرگ گردشگری وابسته به تامین اجتماعی را برعهده داشته است اما وضعیت نامساعد درآمدهای مالیِ این سازمان و تعهدات سنگین آن در قبالِ جمعیتِ بزرگِ بازنشستگان اجازه نمیدهد که ادای یک نهاد متمول و حامی مالی را دربیاورد.
تابش به اعتبارِ شغل و تجربهاش میتواند با شرکتها و سازمانهای بزرگ مالی وارد گفتگو شود و آنها را به مشارکت در تامین بخشی از اعتبارِ موردِ نیازِ جشنواره، آن هم در سال سختی که دولت با آن روبروست، ترغیب کند. قطعا اولین کاری که دبیر جشنواره به آن خواهد پرداخت، تهیهٔ گزارشی بروز، از تولیدات سینمای ایران است. او باید بداند که مجموعا چند فیلم آماده نمایش و چه تعداد در مراحلِ مختلفِ تولید و پستولید هستند. این گزارش کمک خواهد کرد که او برآوردی کمی از فیلمهای سینمایی داشته باشد و اطمینان حاصل کند که چه عناوینی در هفتههای آینده فارغ از اینکه در جشنواره پذیرفته شوند یا نشوند، آماده نمایش خواهند شد.
بطور طبیعی تابش در بین عواملِ فیلمهای در دست تولید، کنجکاوانه به دنبال اسامی سینماگرانی خواهد بود که هر فیلم تازهای از آنها میتواند موج مثبتی را در جشنواره ایجاد کرده و به اعتبار و رونق آن بیفزاید. او خوب میداند در پنج سالی که از سینما فاصله گرفته است، سینماگرانِ زیادی به نمایشِ خانگی کوچکرده و در نبودِ سرمایهگذار، فعالیتهای خود را در سینما کاهش دادهاند. بیخود نیست که در سالهای اخیر وزن فیلمسازان اول در جشنواره به قدری زیاد شد که به تشخیص دبیر پیشین جشنواره، بخشِ نگاه نو حذف شد و فیلمها در تنها بخشِ مسابقهٔ جشنواره با یکدیگر به رقابت پرداختند. تابش با مرورِ تعدادِ تماشاگرانِ سینما در دو سال، متوجه شیب منفی آن شده و از تاثیرِ شرایطِ سیاسی اقتصادی کشور در این زمینه بیخبر نیست. کاهشُ تماشاگران در جشنوارههای دو سال اخیر هم مشهود است و شور و اشتیاق گذشته برای تماشای فیلمهای راهیافته به جشنواره به اندازه گذشته نیست.
با جداشدنِ دوبارهٔ بخشِ بینالمللِ جشنواره، تابش چالشهای جدی دبیران جشنوارههای کودک، کوتاه و مستند، و حقیقت را برای دعوت از میهمانان خارجی ندارد و میتواند تمام تمرکزش را متوجهٔ حضورِ با کیفیتِ فیلمسازانِ داخلی و تقویتِ برندینگ جشنواره کند. متاسفانه تابش فرصت زیادی برای انجام تغییرات در مقرراتِ جشنواره را ندارد و شاید بهتر باشد، برای جلوگیری از هرگونه بازتاب منفی، به اصلاحات حداقلی قناعت کند و فراخوانِ جشنواره را اعلام کند. انتظار میرود با معرفیِ هیات انتخاب، گزینش آثار را از حوزهٔ سلیقهٔ فردیِ دبیرِ جشنواره خارج کند و برای همراهیِ افکار عمومی بویژه اهالی رسانه، از اطلاعرسانی قطرهچکانی خودداری کند و صراحت و شفافیت را بر مصلحت ترجیح دهد.
دبیر جشنواره فجر باید بداند اگر تا زمانِ برگزاریِ جشنواره، بلاتکلیفی بر عرصههای عمومی کشور سایه افکن باشد و درگیریهای پراکنده با آمریکا ادامه داشته باشد، برگزاری «باری به هر جهت» جشنواره از او پذیرفته نیست. او نباید اشتباه دستاندرکارانِ جشنوارهٔ فیلم مقاومت را تکرار کند و رویدادی سرد و خاموش را مدیریت کند. قرائن گویای ساخت چند فیلم با موضوع دو جنگ اخیر است. کیفیت قابلقبول این آثار میتواند بر نقش بیبدیل سینما در جنگ، و نمایشِ روایتهایی دیدنی، تاکید کند و به همبستگی ملی کمک کند. بدیهی است در صورت وقوع جنگ تازه، برگزاری جشنواره به احتمال زیاد از دستور کار خارج خواهد شد و ملاحظاتی از جنس آنچه گفته شد، موضوعیت خود را از دست خواهد داد.

