اکثر ما معمولا یکنفر را دور و برمان میشناسیم که زمانِ دیدن یک فیلم، او با لو دادنِ اوج یا پایانِ قصهی فیلم، عیش تماشا را از ما گرفته است! در انگلیسی کلمهی spoiler که به معنیِ لو دادن است، در بینِ سینماییها واژهای آشناست و برای این جور آدمهای ضدحال، به کار میرود. هرچند ترجمههای دیگری هم مثلِ گند زدن، ضدحال، خراب کردن، ضایع کردن، افشا کردن هم برای این عبارت آمده اما به نظر میرسد «لودادن»، ترجمهی گویاتری برای این جماعت از تماشاگرانِ سینما است.
انگیزهی این نوشتار، مطالبی است که گاهی در نشریاتِ مختلف، یا برنامههای سینمایی تلویزیون، همزمان یا بعداز نمایشِ فیلمها در جشنواره، یا به بهانهی نقد کردنِ یک فیلم، زمان اکرانِ آن منتشر میکنند. گرچه گاهی نویسندگان و دبیرانِ پارهای از نشریات کوشش میکنند هنگام نوشتن، مزهی فیلمها را برای مخاطبین بیشماری که آنها را ندیدهاند زایل نکنند، باز این احتمالِ لو رفتن وجود دارد.شاید بد نباشد مثل خیلی از جاهای دنیا علامتی به عنوان هشدار یا spoiler alert در کنارِ آن یادداشت برای مخاطبین گذاشته شود که در صورت تمایل، ادامهی آن را بخوانند.
همیشه در ذهن ما این برداشت بوده که لودهندهها، لذتِ هیجان، کشفِ سرنخ و تعلیق فیلم را کور میکنند، بنابراین بهتر است قید فیلم دیدن با این جماعت را بزنیم. در آغازِ دهه ۶۰ میلادی جنابِ آلفرد هیچکاک کارگردان نامدار و استادِ خلقِ دلهره در سینما، زمانِ نمایشِ فیلم «روانی» به تماشاگران فیلم درباره اسپویل کردنِ فیلم هشدار داده بود. او در تبلیغاتی که قبل از نمایش فیلم طراحی کرد به سینماهای پخش کننده فیلم تاکید کرد حتما این جمله را روی ویترین با بالای گیشهی فروشِ بلیت نصب کنند: اگر نمیتوانید راز نگه دارید لطفا بعد از دیدنِ «روانی» از مردم دوری کنید! هیچکاک با این تمهید، زمانِ نمایشِ «روانی» باعث شد فروشِ این فیلم بشدت بالا رفت. البته این فیلم بدلیل غافلگیریهای مختلف، چارهای جز چنین هشداری نداشت. حتی هیچکاک از سینماهای نمایشدهنده خواسته بود، بمحض شروع فیلم درهای سینماها بسته شود. گویا خودِ استاد به سینمادارها گفته بود: این پیغام یک پیشنهاد برای تماشاچیان فیلم نیست، یک الزام است.
این شیوه تبلیغات بعدها رواج بیشتری پیدا کرد و سازندگانِ فیلمهای دیگری مثلِ «انتقام جویان: آخر بازی» از این شیوه تبلیغاتی استفاده کرده اند. البته لودهندهها، همیشه کنارِ دستمان نیستند و ما امروزه در فضای مجازی با گونههای جدیدی از این جماعت روبهرو هستیم که به دلیلِ دسترسی به عوامل یا صفحههای گروه سازنده یا با ترفندهای دیگری به بخشهایی از فیلم یا داستانِ سریالی که قرار است پخش شود، دسترسی پیدا میکنند و آن را به سرعت منتشر میکنند. مثل اتفاقی که برای پارهای از سریالهای ایرانی هم افتاد و یکی از بازیگران، ناشیانه پایان یکی از فصلهای آن سریالِ محبوب را لو داد.
دلایل روانشناختیِ بسیاری برای کسانی که فیلمها را لو میدهند مطرح است مثل فخر فروشی و ابراز همهدانی، کسب شهرت به هر طریق، نداشتن طاقت و تحملِ نگهداشتن یک راز در دل، و سادیسم یا دیگرآزاری؛ انگار بعضیها دوست ندارند لذت تماشای دیگران را ببینند و برعکس مایلند که این فرایند را به اصطلاح برای تماشاگر کوفت کنند! گرچه لودهندگان کار قشنگی نمیکنند اما فرصتی برای برخی محققین ایجاد کردهاند که یافتهی جالبی را متوجه شوند. آنها دریافتند لو رفتنِ نقطهی اوج یا عطفِ یک فیلم نه تنها مزهی فیلم را برای مخاطب کم نمیکند که گاهی اوقات باعث توجه و استقبالِ بیشترِ مخاطب هم میشود. و لذا آنچه که نگرانی از افشا شدنِ فیلم میدانستیم بیمورد بوده است.
برای تایید این نظریه به این خاصیت مغز اشاره میکنند که مخاطب حین نگاه کردن به فیلمی که قبلا آن را دیده جوری صحنهها را دنبال میکند که انگار نقطهی اوج و گرهگشایی فیلم را نمیداند و بار اول است که فیلم را میبیند، با این کار حتی ناخودآگاه بخشهایی از حافظه را کنار میگذارد تا برای خود شوقِ دیدن و غرق شدن در وجوه زیباییشناختیُ فیلم را بیشتر کند. هر کدام از ما نسخههای مختلفی از «بینوایان» را دیدهایم اما هیچوقت نگفتهایم چون پایان قصه را میدانیم دیگر تمایلی به دیدن ورژن جدید نداریم؛ شاید به این دلیل که سیرِ تطورِ روایت را به نتیجهی انتهایی آن ترجیح میدهیم. در همین راستا بررسیهای روانشناختی نشان داد بسیاری از عاشقانِ سینما، فیلمهایی را به عنوانِ انتخابِ برترِ عمرِشان انتخاب کردهاند که پایانبندی یا نقاط عطف آن را به خاطر ندارند و در ادامه به این نتیجه رسیدهاند که ذهن و حافظه عمدا کاری میکند که اگر دوباره آن فیلم را دید باز هم همانطور مثل قبل از لذتِ کشفِ فیلم شگفتزده شود و ممکن است همین خصوصیت، دستکاریِ عجیب مغز باشد که ما را به تماشای چندبارهی یک فیلم مینشاند.
با این توضیح به نظر میرسد اگر چه فهمیدنِ بخشهای مهمی از یک فیلم ممکن است از لذتِ تعلیقِ فیلم بکاهد، اما شاید آنطور که تصور میکردیم تاثیری بر هیجان لذتبخشیِ کلیِ تماشاکردنِ آن نداشتهباشد.

