فیلمِ «خانوم والده» ساختهٔ سهیل موفق، با مضمونی کمدیِ اجتماعی است که این روزها با تبلیغاتی جنجالی باحضورِ رضا عطاران و عباس جمشیدیفر (زوج کمدی) با پوششِ لباسِ زنانه و در حال رقص، برای تضمینِ فروشِ گیشه، راهیِ سینماها شده است. فیلم اگر در دههی هشتاد ساخته میشد، اثری مخاطبپسند بود چرا که متناسب با زمانه، برای تماشاگران جذابیتِ بیشتری داشت. در آن زمان، زنپوش شدنِ مردان در سینما هنوز تازگی داشت و شوخیهای سادهی جنسی، تفاوتهای میان زن و مرد و نگاهِ انتقادی به محدودیتهای اجتماعیِ زنان، روی پرده با اقبالِ زیادی روبرو میشد و غوغا به پا میکرد. اما مخاطبِ امروزی سینما، نسبت به دو دههی قبل، سختتر میخندد؛ شاید شرایطِ سختِ اقتصادی، اجتماعی و کابوسِ جنگ و آینده، از عواملی باشد که خنده را از لبهای مخاطب کمرمق کرده، و فراموش نکنیم که رقابتِ نفسگیرِ فیلمسازان با صفحاتِ میلیونیِ طنز در اینستاگرام که با سرعتی سرسامآور محتوای طنز تولید میکنند، عرصه را برای فیلمسازان مشکلتر کرده است.
وقتی حالِ روحی جامعهای خوب نباشد، طبیعی است که حالِ فرهنگ و هنر هم خوب نیست. اگر تا همین ده سالِ پیش، آثارِ کمدیِ سینمای ایران محتوای خاصی هم نداشتند و از اِلمانهای تکراری مثل صحنههای رقص یا شوخی با محدودیتهای دهه شصت استفاده میکردند، باز هم تواناییِ این را داشتند مخاطب را تا انتها مرتبا بخندانند. اما «خانوموالده» یکی در میان با افت و فرودهایش در این کار کمتر موفق است. جای تعجب دارد چطور «حمزه صالحی»، به عنوانِ نویسنده چند فیلمِ پرفروش مثلِ «دینامیت»، «تگزاس» و «فسیل» در این فیلم نتوانسته فیلمنامهای به همان قدرتِ نوشتههای قبلیاش خلق کند.
فیلمنامه ازنظر چفتوبستِ داستانی، چندان کارشده نیست و ریتمِ یکدستی ندارد. شخصیتها در حدِ ایده اولیه باقی ماندهاند. برای نمونه، شخصیتِ منفیِ داستان (دکتر)، در بلاتکلیفی رها شده است؛ نه یک آنتیگونیستِ واقعی و ترسناک است که بشود از او متنفر بود، و نه آنقدر کاریکاتوری است که خندهدار باشد؛ او میانِ طنز و جدی در نوسان است و به حال خودش رها شده است. از دیگر ضعفهای فیلمنامه رابطهی (کریم) و (رحیم) با مادرشان است که سرشار از ابهامهای زیادی است. مشخص نیست آیا مادر، زنی طرد شده است؟ یا دوری او از بچهها، حالتِ قهر داشته؟ چطور او با یک تلفنِ ساده، که سالها از فرزندانش دور بوده، چنین گرم از آنها استقبال میکند؟
فیلمنامه فاقدِ خرده داستان است و بدون پیچ و خم داستانی با الگوی کلاسیکِ دو شخصیتِ ساده، میانِ یک باندِ تبهکار و دسترسی به پولی هنگفت برای رهایی، روایتی شبیه به تریلر و کمدی را پیش میبرد، اما پس از اوج و جدالِ میان خیر و شر، حرفی برای گفتن و گره گشایی پایانی ندارد. فیلم برای جبرانِ این کاستیها، به هر شوخیِ جنسیتزدهای چنگ میزند و در انتها، برای حل کردنِ گرهی اصلی، به شبه کاریکاتوری از سینمای هند یعنی ترکیبی شلوغ از کمدی، هیجان، رقص، عشق و لحظاتِ احساسی و رمانتیک تبدیل میشود.
علاوه بر ضعفِ فیلمنامه، مشکلِ دیگر فیلم نداشتنِ ریتم است. از سختیهای ساختِ کمدی، ریتمِ تندِ پشت سر هم است، اما تدوینِ نامتوازن باعث شده ریتمِ صحنهها از دست برود و فیلم به زورِ موسیقیِ پسزمینه سرپا بماند. با تمامِ این ایرادها بر فیلمنامه، و استفاده از شوخیهای تاریخمصرفگذشته با زنپوشیِ مردان، دیدنِ فیلم، خالی از لطف نیست. مهمترین نقطه قوتِ «خانوم والده»، بازیِ درخشانِ رضا عطاران است؛ او با نقشی متفاوت ثابت میکند که همچنان در بازیگری خوش میدرخشد و توانسته در قالبِ شخصیتِ خانوموالده که زنی میانسال و مذهبی است، اجرایی بسیار خوب و سرشار از ریزهکاری داشته باشد. عطاران در سینما استعدادی است که در هر موقعیت و شخصیتی خوش میدرخشد.
همچنین، فیلم با زبانی ساده، مفهومِ آنیما (ویژگیهای زنانه در مردان) و آنیموس (ویژگیِ مردانه در زنان) را از نگاهِ یونگ به تصویر کشیده است؛ و در کنارِ بارِ کمدی و تجاریِ زنپوش شدنِ مردان، نیتِ اصلی در این تغییرِ ظاهری، ارتباط میانِ آنیما و آنیموس در درونِ یک شخص است که در کنار هم، یک انسانِ واحد را میسازند.
از دیگر ویژگیِ مثبت فیلم میتوان به بازسازیِ صحنههای مهم سینمای جهان به زبانِ کمدی در فرهنگِ ایرانی اشاره کرد؛ مثلِ صحنهُ رقص با شکنجه که یادآورِ فیلم هندی شعله است، یا صحنهُ حمام کردنِ جلال، که مخاطب را یادِ صحنهای معروف از فیلم «تایتانیک» میاندازد یا صحنهُ دستشویی که یادآور «خانوم دات فایر» است و توانسته طنازی خلاقانه داشته باشد.
خانوم والده
کارگردان:سهیل موفق
نویسنده: حمزه صالحی
بازیگران:رضا عطاران،عباس جمشیدیفر، شبنم قربانی، غلامرضا نیکخواه، ایمان صفا، گیتی قاسمی، علی دهکردی (۱۴۰۳)

