Skip to main content

در سی‌ودو‌مین جشنوارهٔ بین‌المللیِ فیلمِ «سارایوو»، جایزه افتخاری «قلبِ سارایوو» به «اصغر فرهادی» اهدا ‌شد و او پس از دریافتِ این نشان در مراسم اختتامیه، خطاب به تماشاگرانِ مشتاقی که با هیجان برایش دست می‌زدند، گفت: این لحظه‌ای بزرگ، برای من است.

این مراسم در تالار تئاتر ملی سارایوو در کشور بوسنی و هرزگوین توسط «یوان ماریانوویچ» مدیرِ جشنواره، به فرهادی اهدا شد و ادای احترامی بود به فیلم‌سازِ مؤلفی که آثارش طی دهه‌ها، نه دیکته‌کنندهٔ نوعی تفکر به مخاطبانش، بلکه آموزگارِ دقیق‌تر نگریستن به مخاطبانش بوده‌اند.  فرهادی بعد از دریافت این جایزه گفت: «از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و از دیدن این‌که جشنواره فیلم سارایوو طی سال‌های گذشته چگونه شکل گرفته است، خرسندم؛ این جشنواره، هویت سینمایی ویژه‌ای دارد.»

«یوان ماریانوویچ» با اشاره به این‌که فرهادی کارنامه‌ای هنری و منحصر‌به‌فرد خلق کرده است، گفت: «فیلم‌سازانی هستند که سینمایشان را حولِ رویدادهای خارق‌العاده بنا می‌کنند؛ اما اصغر فرهادی کاری انجام می‌دهد که شاید حتی دشوارتر باشد. او در دلِ زندگیِ روزمره، درامی خارق‌العاده خلق می‌کند. یک ازدواج، یک خانواده، یک سوءتفاهم، یا تصمیمی که در ابتدا کوچک به نظر می‌رسد؛ و ناگهان خود را در موقعیتی می‌یابیم که هر انتخابی پیامدهایی دارد، هر فردی قابل درک است و هیچ‌کس کاملاً بی‌گناه نیست.» مدیر جشنواره در ادامه گفت: «فیلم‌های فرهادی فوق‌العاده دقیق‌اند، اما هرگز حسِ ساختگی بودن به بیننده نمی‌دهند. آن‌ها با آدم‌ها و زندگی روزمره‌شان آغاز می‌شوند و به‌تدریج به پرسش‌هایی بسیار بزرگ‌تر درباره حقیقت، مسئولیت، کرامت، خانواده و انتخاب‌هایی که در نبودِ گزینه‌ای بی‌نقص پیشِ رو داریم، راه می‌گشایند.»  ماریانوویچ افزود: «سبک بسیار خاص فیلم‌سازی شما، نمونه‌ی یکی از فیلم‌سازان شاخص و تعیین‌کننده سینمای معاصر جهان است. فیلم‌های شما از مرزهای زبانی، فرهنگی و جغرافیایی فراتر رفته‌اند، در حالی که همواره ریشه‌ای عمیق در زندگی و جوامعی داشته‌اند که از دل آن‌ها برخاسته‌اند. امسال، در چهارچوبِ برنامه «ادای احترام» (Tribute To)، این افتخار را داشتیم که در اینجا، در سارایوو، همراه با شما نگاهی به این کارنامه‌ی هنریِ درخشان بیندازیم. شما پیش از این نیز با این جشنواره پیوند داشته‌اید؛ در سال ۲۰۱۸ ریاست هیأت داوران بخش مسابقه فیلم‌های بلند داستانی را بر عهده داشتید و حضور دوباره‌تان در کنار ما مایه خرسندی است.  امشب، شبِ فیلم‌های شماست و شبِ آنچه به سینما هدیه کرده‌اید و به جایِ سخن گفتنِ بیشتر درباره آن‌ها، بیایید به تماشایشان بنشینیم. و اکنون، لطفاً با تشویق خود از اصغر فرهادی برای آمدن به روی صحنه استقبال کنید. اصغر، این جایزه «قلب» (Heart) نه تنها نشانگر کارنامه‌ای فوق‌العاده است، بلکه گویای چیزی است که سنجش آن دشوارتر است؛ تأثیر فیلم‌های شما بر تماشاگرانِ سراسر جهان، به‌گونه‌ای که به آدم‌ها و شاید به خودشان کمی دقیق‌تر و عمیق‌تر نگریسته‌اند. برای من افتخار بزرگی است که «قلب افتخاری سارایوو» را به شما تقدیم کنم.»

در ادامه‌ی این مراسم، «اصغر فرهادی» در آغازِ سخنانش گفت: «دریافت این جایزه که به پاس یک عمر فعالیت هنری اهدا می‌شود، برایم لحظه‌ای بسیار ارزشمند است. این، جایزه‌ای پرمعناست. من دومین باری است که به شهر سارایوو می‌آیم؛ دفعه پیش که اینجا بودم، عضو هیأت داوران بودم. فضای این شهر را بسیار دوست دارم. می‌خواهم به این نکته اشاره کنم که جمعیت بسیار زیادی در اینجا حضور می‌یابند. پیش‌تر فیلمی از من در اینجا به نمایش درآمد و هزاران نفر آن را تماشا کردند. از آشنایی با این جشنواره، بسیار خرسندم و از دیدن مسیری که این جشنواره طی سال‌های گذشته طی کرده و هویتی سینمایی و منحصر‌به‌فرد برای خودش شکل داده، خوشحالم.»

در سی‌ودو‌مین جشنواره بین‌المللی فیلم «سارایوو»، مروری بر آثار «اصغر فرهادی» در قالب بخش ویژه «ادای احترام جشنواره» Tribute To به نمایش در آمد. همچنین مراسم جایزه افتخاری «قلب سارایوو» با اکران ویژه فیلم «جدایی نادر از سیمین»، به پایان رسید.

مسترکلاس اصغر فرهادی در مرکز فرهنگی بوسنی در سارایوو
یک مسترکلاس هم با اصغر فرهادی، در مرکزِ فرهنگی بوسنی در سارایوو برگزار شد؛ این گفت‌وگو با اجرای «نیل یانگ Neil Young منتقدِ فیلم از بریتانیا، به بررسی دوران کودکیِ فرهادی، اولین مواجهه‌های او با سینما، داستان‌سرایی، مسئولیتِ فیلمساز و اعتقاد او مبنی بر این‌که سینما هرگز نباید پاسخ‌های ساده‌ای به سؤالات پیچیده انسانی ارائه دهد، پرداخت.

فیلمسازی که معضلات عمیق اخلاقی و اجتماعیِ زندگی‌ مردمِ عادی را کشف می‌کند
رابطه‌ی او با سینما، از دورانِ کودکی‌ در شهری کوچک در ایران آغاز شد؛ جایی که سینماها فاصله زیادی داشتند و رفتن به تماشای فیلم، تقریباً حکم یک ماجراجویی کوچک را داشت. فرهادی در این مسترکلاس گفت: «به گمانم همه ما نوعی «اندوخته عاطفی» در درون خود داریم. از همان دورانِ کودکی، شروع به گردآوریِ تجربه‌ها، تصویر‌ها، احساسات، برخوردها و داستان‌هایی می‌کنیم که بعدها آن‌ها را با خود حمل می‌کنیم، بی‌آنکه حتی متوجهش باشیم. من هر تابستان را در کنار پدرم می‌گذراندم و آدم‌های اطرافم را زیر نظر می‌گرفتم. امروز درمی‌یابم که آن خاطرات، نخستین آموزش‌های سینمایی من بوده اند.»

«اصغر فرهادی» گفت که اولین فیلمِ کوتاهش را در ۱۳ سالگی ساخته و پدربزرگش که او را مثلِ یک قهرمان در زندگیش می‌داند؛ جایگاه ویژه‌ای در خاطراتش دارد. فرهادی اضافه کرد: «پدربزرگم، قهرمان من بود. هر وقت به دیدنم می‌آمد، می‌توانست هر چیزی را به یک داستان تبدیل کند. من نام او را بر خود دارم و به نوعی احساس می‌کنم که ما دو نفر از طریق قصه‌گویی به هم پیوند خورده‌ایم. قصه‌گویی به شیوه من، برای ابراز وجود بدل شد. نخستین مواجهه‌ی من با سینما، تجربه‌ای ناتمام بود. از آنجا که در شهرمان سینمایی وجود نداشت، من و دوستانم مخفیانه سوار اتوبوس می‌شدیم و به شهرِ همجوار می‌رفتیم. اما اتوبوس تقریباً همیشه تأخیر داشت و این بدان معنا بود که ما درست پیش از پایانِ فیلم به آنجا می‌رسیدیم.  من حدودِ هفت سال داشتم و تنها پایان فیلم‌ها را می‌دیدم. عجیب بود، اما تأثیر عمیقی بر من می‌گذاشت. وقتی پایان فیلم را می‌بینید بی‌آنکه بدانید پیش از آن چه اتفاقی افتاده، قوهٔ تخیل‌تان به کار می‌افتد. من شروع به ساختن فیلم‌های خودم کردم. امروز فکر می‌کنم آن تجربه به من آموخت که هر داستانی را صرفاً همان‌طور که به من ارائه می‌شود، نپذیرم.
پس از انقلاب، تلویزیون دریچه‌ای به سوی سینمای جهان برای من گشود چون در آن سال‌ها دسترسی به فیلم‌های خارجی محدود بود و تلویزیون، دریچه‌ای به سوی سینمای جهان برایم گشود. من در آغازِ فعالیت‌های حرفه‌ای‌ام، لیستر به دلیلِ نیاز مالی، یک نمایشنامه‌ی رادیویی می‌نوشتم؛ اما همان کار، راه را برای ورودم به تلویزیون هموار کرد و مسیر زندگی‌ام را تغییر داد. بعدها به نگارشِ فیلمنامه‌های تلویزیونی و سرانجام به کارم را فیلمسازی گسترش دادم.
فرهادی افزود: «رشد هنری با کنجکاوی نسبت به جهان، پیوندی ناگسستنی دارد. دقیقاً به همین دلیل است که در فیلم‌هایم به‌ندرت قضاوت‌های قطعی و نهایی ارائه می‌دهم؛ دلم می‌خواهد تماشاگر، خود درباره شخصیت‌ها و کنش‌هایشان قضاوت و ارزیابی کند.
بهرحال زندگی خطی نیست، بلکه لایه‌لایه است. هر آنچه برایمان رخ می‌دهد، جایی در درونِ‌مان باقی می‌ماند و بعدها در قالبِ آنچه خلق می‌کنیم، بازمی‌گردد. در سینمای کلاسیک، فیلم‌ساز اغلب خود مسئولیتِ تشخیصِ شخصیت‌های خوب و بد را برای تماشاگر بر عهده می‌گیرد؛ اما در سینمای معاصر، دلم می‌خواهد تماشاگر، خودش این مسئولیت را بپذیرد. نمی‌خواهم به آن‌ها دیکته کنم که چگونه فکر کنند، بلکه تنها می‌خواهم دلایل کافی در اختیارشان بگذارم تا خودشان به نتیجه‌گیری برسند.»

کار با کودکان، یکی از دشوارترین جنبه‌های فیلم‌سازی است
فرهادی کار با کودکان را یکی از دشوارترین جنبه‌های فیلم‌سازی می‌داند؛ با این حال، کودکان در فیلم‌های او کارکرد دراماتیک ویژه‌ای دارند. می‌گوید: «کودکان بُعدی عاطفی به داستان می‌‌دهند، آن‌ها ناظرانی هستند که همه‌ی وقایعِ پیرامون‌شان را تماشا می‌کنند و دقیقاً به همین دلیل، بار دراماتیک ماجرا را تشدید می‌کنند.»

سی‌ودو‌مین جشنواره بین‌المللی فیلم «سارایوو» با اکرانِ فیلم‌هایی از کارگردانانِ کشورهای مختلف جهان، در چندین بخش‌ رقابتی از جمله: مسابقه‌ی «فیلم‌های سینمایی»، مسابقه‌ی «فیلم‌های مستند»، مسابقه‌ی «فیلم‌های کوتاه» و مسابقه‌ی «فیلم‌های دانشجویی» برای دریافت جوایز «قلب سارایوو» با یکدیگر به رقابت می‌پردازند و همچنین چندین بخش‌ غیررقابتی از روز ۲۳ تا ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵ ( ۱۴ تا ۲۱ آگوست ۲۰۲۶) در سارایوو در کشور بوسنی و هرزگوین در حال برگزاری است.