Skip to main content

گزارش‌هایی از فیلم‌های جشنواره برلین،
دموکراسی نه وارداتی است، نه ارثی…

در برلین، شهری که خود حافظه‌ی زخم‌های قرن بیستم را در خیابان‌هایش حمل می‌کند، تماشای “توتو” ساختهٔ «سام پولارد» تجربه‌ای صرفاً تاریخی نیست؛ تجربه‌ای اخلاقی است. سام پولارد در این مستند، Desmond Tutu را نه به عنوان یک اسطوره سیاسی، بلکه به عنوان معمار اخلاقی یک گذار تاریخی تصویر می‌کند. فیلم یادآوری می‌کند که آپارتاید در ۱۹۴۸ ناگهان متولد نشد؛ بلکه محصول دهه‌ها تبعیضِ ساختاری و قانون‌گذاریِ نژادی بود. پایان آن در ۱۹۹۴ نیز یک «معجزه سیاسی» نبود. آنچه نظام را فرسوده کرد، انباشت تدریجی مقاومت مدنی، سازمان‌یافتگی اجتماعی، و رهبری‌ای بود که از درون جامعه برآمد.

در این روایت، نقش چهره‌هایی چون «نلسون ماندلا» و توتو، بیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است. آنان مبارزه را از سطح انتقام به سطح مسئولیت تاریخی ارتقا دادند. کمیسیونِ «حقیقت و آشتی» نه ابزار پیروزی، بلکه سازوکارِ جلوگیری از جنگ داخلی بود.

تماشای این فیلم ناگزیر ذهن را به مقایسه‌های تاریخی می‌برد. انقلابِ میخک پرتغال، گذار اسپانیا پس از فرانکو، انقلابِ مخملی چکسلواکی ، همگی نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند گذار پایدار زمانی ممکن می‌شود که جامعه از درون به آستانه‌ی بلوغ برسد. حتی در مواردی چون آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، که مداخله نظامیِ خارجی رخ داد، دموکراسی تنها پس از شکست کامل نظام پیشین، بازسازیِ نهادی عمیق، و سرمایه‌گذاری بلندمدت تثبیت شد. این‌ها استثناهای تاریخی‌اند، نه الگوی عمومی.

«توتو» به شکلی ظریف، یادآور می‌شود که رأی‌گیری به‌تنهایی دموکراسی نمی‌سازد. انتخابات ۱۹۹۴ نقطه اوج بود، اما نه نقطه آغاز. دموکراسی بدون فرهنگ مدنی، بدون اعتمادِ اجتماعی، و بدون رهبری‌ای که از تجربه‌ی زیسته مردم برخیزد، پایدار نمی‌ماند.

تاریخِ قرن بیستم نشان داده که تغییرات ناگهانی و مبتنی بر مداخله نظامیِ خارجی، هرچند ممکن است به فروپاشی سریع یک حکومت بینجامد، لزوماً به ثبات دموکراتیک منتهی نمی‌شوند. تجربه کشورهایی چون عراق و افغانستان گواه آن است که حذف یک نظام، معادل ساختن یک جامعه مدنی نیست.

در نهایت، «توتو» درباره آفریقای جنوبی نیست؛ درباره زمان است. درباره صبر تاریخی. درباره این حقیقت است که:
«دموکراسی نه وارداتی است، نه ارثی، و نه محصولِ یک نام تاریخی.
دموکراسی زمانی ماندگار می‌شود که از دلِ جامعه، با مبارزه، خطا، گفت‌وگو و بلوغِ تدریجی زاده شود…»