مدت هاست که در فضاهای مجازی، شاهدم که پارهای از سلبریتیهای محترم، گاه دست به نسخه هم میشوند و به علاقمندانِ سینهچاکشان توصیه میکنند که برای درمانِ فلان بیماری از چه دارویی استفاده کنند! مثلاً چند سال پیش خانم مهناز افشار که همسر سابقشان در کار واردات دارو بود، برای درمانِ اعتیاد، در رسانههای مجازی، مصرفِ نالوکسان را پیشنهاد کرده بود، که این توصیه در آن زمان با سروصدای زیادی روبرو شد. ایشان حتی ادعا میکرد که مصرفِ این دارو بدون نسخهی پزشک هم قابل تهیه است! در حالی که نالوکسان دارویی خاص و بیمارستانی است نه دارویی که بشود آن را به راحتی تهیه و تجویز کرد. موضوعی که در محافلِ تخصصی علمی، محلِ بحث و چکشکاری است، در چند رسانه، به سادهترین شکل از زبان یک چهرهی شناخته شده مطرح گردید و به یک جنجال رسانهای تبدیل شد. این اتفاق، واکنشهای زیادی را ایجاد کرد، همان زمان، بسیاری از پزشکان این توصیه را از منظر کارشناسی مورد نقد قرار دادند. برخی که دلِ پُری از موضعگیریهای متجددانه و ساختارشکن قبلیِ آن بازیگر داشتند فرصت را غنیمت شمرده و اعلام کرده بودند که همهی توصیههای او و همصنفهای این چهرههای مشهور، از همین قماش است!
متاسفانه توصیههای پزشکی توسط سلبریتیها، همواره در دنیا مورد توجه بوده است. نه تنها پیشنهادها ورفتارشان که نگرش وتصمیم گیریهای آنها نیز مورد توجه و تقلیدِ مخاطبین قرار میگیرد. در سالهای ۱۹۹۰ زمانی که مجیک جانسون ستاره بسکتبالِ آمریکا که به ویروس ایدز مبتلا شده بود، استفاده از تستی برای شناسایی این ویروس را به مردم توصیه کرد، به ناگهان استفاده از این تست به نحو بیسابقهای گسترش پیدا کرد، یا زمانی که بازیگرانی مانند سالی فیلد و جولی اندروز استفاده از داروهایی برای پوکی استخوان را سفارش کردند، توجه به معضلِ پوکی استخوان بیشتر شد.
زمانی جسیکا سمپسون(بازیگر هالیوودی) و جاستین بیبر(خواننده کانادایی) توصیههایی برای پیشگیری از جوش صورت داشتند که آن هم مورد توجه مخاطبین علاقمند قرار گرفت به خصوص که این تبلیغات عکسهایی از چهره پر از جوش این چهرهها را با عکسی از صورت تروتازه امروزی آنها نشان میداد. تجربههای بعدی نشان داد که اگر سلبریتی چیزی را به مخاطبین عرضه کند که با تجربهای از زندگیِ شخصی خودش عجین باشد این نظر بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. به طور مثال اگر هنرپیشهای که چهرهی جوانتری از سنِ تقویمیاش دارد، پیشنهادِ مصرفِ دارویی به این منظور را بدهد بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
بروک شیلدز (بازیگر و مدل امریکایی) که خودش پس از زایمان به بیماری افسردگی مبتلا شده بود در رسانهها، دارویی ضد افسردگی را که باعث بهبودیاش شده بود معرفی کرد، بعد از آن بسیاری از کسانی که برای درمان افسردگی مراجعه میکردند درخواست این دارو را از پزشکشان داشتند. نمونههای مشابه از نظرهای پزشکی فقط به امریکا محدود نمیشود، زمانی که کِایلی مینوگ(خواننده و بازیگر استرالیایی) در کشورش اعلام کرد که به سرطان سینه مبتلا شده توجه به این مشکل در خانمها تا چهلدرصد افزایش پیدا کرد.
همیشه هم پیشنهادهای سلبریتیها مورد توجه پزشکان قرار نمیگیرد و گاه مجامع علمی با آن به مخالفت میپردازند.
کِیتی پِری خواننده سرشناسِ امریکا، چند سال پیش در تلویزیون ظاهر شد و سه کیسه قرصِ مکمل را نشان داد که برای هر وعده، یکی از آن قرصها را استفاده میکند و آن قرصهای ویتامینی، او را جوان و بانشاط میسازد. این توصیه به مزاجِ پزشکان آمریکایی خوش نیامد و سعی کردند به ۶۳ میلیون فالوئر توییتری این چهره اعلام کنند که مطالعههای مختلف نشان نداده که استفاده از این ویتامینها کمکی به جوان ماندن و پیشگیری از بیماریهای مزمن آتی می کند.
واقعیت آن است که نحوهی خبررسانی در عالمِ پزشکی با دنیای مرسوم گاه تفاوتهایی دارد که عدم توجه به این تفاوتها، انعکاسِ درست خبر را با مشکل مواجه میکند. به طور مثال بسیاری به خاطر دارند زمانی را که خبرِ تخلیهی سینهی آنجلینا جولی در خبرها پیچید، در همهی خبرها آمده بود که این ستاره برای پیشگیری از سرطانِ سینه این کار را انجام داده است؛ اما در هیچ کدام از این رسانههای عمومی اعلام نشد که آنجلینا جولی واجد ژنی است که این ژن شانس خطر سرطان پستان را تا ۸۰ درصد بالا میبرد؛ اما نحوه انتشار خبر به گونهای بود که بسیاری از زنان را بیدلیل برای تخلیهی سینه به فکر واداشت. توجه به سفارشها و توصیههای سلبریتیها در کشورهای غیرغربی نیز قابل توجه است.
توصیهی مهناز افشار هم با این که گفتههایش از منظر علمی طرفدارانی دارد اما از آنجا که مثل داستان برداشتن سینههای آنجلینا جولی بخشی از حقیقت را دارد لذا راه به جایی نمیبرد.چرا که این دارو نه در ایران در دسترس است و نه در حال حاضر آنقدر دغدغه است که قابلیت انجام داشته باشد.از همین رو به نظر میرسد این سفارش الکن و بیثمر خواهد بود.

